ذوالفقار حزب الله

سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، در مراسم هفتم شهید سید مصطفی بدرالدین (سید ذوالفقار)

|فیلم|صوت|

شهید سید مصطفی بدر الدین از لحظات اول شکل‌گیری این مقاومت از مردان و رزمندگان آن بود و سال ۱۹۸۲ در خلده [در جنوب بیروت] دوشادوش برادران جنبش امل و مقاومت فلسطینی در برابر اسرائیل ایستاد. همچنین او از اولین مجروحان مقاومت بود و تا هنگام شهادت جراحت پایش را به یادگار داشت.

سید مصطفی از سال ۱۹۹۵ تا نیمه‌ی سال ۱۹۹۹ فرماندهی نظامی حزب الله را بر عهده داشت و به واسطه‌ی تلاش‌های او در آن سال‌ها شاهد اوج‌گیری توان نظامی مقاومت هستیم که قله‌ی آن آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ بود.

او در طول جنگ آوریل ۱۹۹۶ میلادی که اسرائیلیان آن را خوشه‌های خشم می‌نامند و جنایت قانای اول نیز در آن رخ داد، فرماندهی نیروهای نظامی حزب الله را بر عهده داشت. ایستادگی مقاومت در آن نبرد موجب شد تفاهم‌نامه‌ی آوریل شکل بگیرد که یکی از نقاط عطف تاریخ مقاومت محسوب می‌شود. مدیریت عملیات کمین معروف انصاریه نیز بر عهده‌ی او و برادرش حاج عماد بود.

سید مصطفی بدرالدین فرماندهی امور مرتبط با جنگ روانی و رسانه‌های نبرد را بر عهده داشت و در این زمینه صاحب نگاهی پیشرفته، ذائقه‌ای ویژه و بسیار پیشتاز بود.

شهید بدر الدین در طول جنگ ۳۳ روزه یکی از فرماندهان بزرگ مقاومت بود. پس از شهادت حاج عماد در سال ۲۰۰۸ او چندین مسئولیت را بر عهده گرفت. از جمله‌ی موفقیت‌های او پس از جنگ جولای، کشف و انحلال چندین دستگاه و هسته‌ی جاسوسی اسرائیل بود.

وقتی تصمیم گرفتیم وارد سوریه شویم، با وجود آن که شهید بدرالدین فرماندهی واحدهای نظامی و امنیتی سوریه را بر عهده داشت بنده اجازه نمی‌دادم او به سوریه برود. عملیات را از لبنان مدیریت می‌کرد اما می‌گفت عقل، قلب و عاطفه‌ی من نمی‌گذارد این‌جا بمانم. بالاخره اجازه گرفت و رفت و بزرگ‌ترین مسئولیت‌ها را در سخت‌ترین شرایط به انجام رساند.

شهید سید مصطفی از مردان، عقل‌های بزرگ، اولین بنیان‌گذاران، رزمندگان میدانی، فرماندهان نبردها و در نهایت شهیدان این مقاومت بود؛ همان طور که هر مقاوم و فرماندهی آرزویش را دارد.

وقتی در مورد رفتن او به سوریه بحث می‌کردیم، بنده برای مدتی پذیرفتم او به مرز مصنع برود و فرماندهانش را فرابخواند، با آن‌ها صحبت کند و دوباره آن‌ها را به میدان بفرستد. چه این که در آن دوره حومه‌های دمشق اشغال و پایتخت در معرض تهدید بود و به شدت امکان شهادت وجود داشت. بنده به سید بدرالدین گفتم تو از جمله‌ی کسانی هستی که شخصیتت مثل حاج عماد برای دشمن شبهه‌ناک است و اگر در سوریه به شهادت برسی دشمنان مقاومت غوغای رسانه‌ای به پا می‌کنند. شهید گفت اگر در لبنان هم شهید بشوم همین غوغا به راه می‌افتد و به شوخی گفت مگر این که بخواهی من شهید نشوم و در بستر بمیرم.

ديدگاه‌ها (۴ ديدگاه)


  1. نفیسه باقری:

    لبیک یا نصرالله


    ۰۳ تیر ۱۳۹۵ - ۵:۵۳ ق.ظ
  2. Mohadese:

    عالی هستین.لطفا ادامه بدید.علی یارتون


    ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۷ ق.ظ

دیدگاه شما


ارتباط با ما




کد را وارد نمایید: captcha

سامانه همراه
جهت ارسال تصاویر پس زمینه تلفن همراه شماره تلفن خود را وارد کنید


کد را وارد نمایید: captcha